فقط تو ......

می خواهم از تو بنویسم برای تو که در تمام لحظاتم وجود داری. خنده هایم برای توست. با تو بودن مرا شاد می کند وبی تو بودن مرا گریان. تو با من هستی در حالی که در کنارم نیستی. تو با منی چون در قلب منی قلبم را با دنیا عوض نمی کنم چون تو در آنی و من تنها تو را دوست دارم که سبزی مانند بهار استواری مانند کوه لطیفی مانند گل و روانی همچون دریا.

                                     

خدایا! به دلم فرمان بده تا بجز عشق تو با هیزم هیچ عشقی نسوزد

 

 

خدایا! از شر هوا و هوس دنیا نجاتم بده تا نکند مرا درغفلت از یاد تو بیندازد

  نکند هوسی در دلم بیفتد که بعداز گذشتش بفهمم  لحظه های با تو بودن را از دست داده ام          

                                    خدایا اتش عشقت را روانه ی دلم کن

       خدایا! به دلم فرمان بده تا بجز عشق تو با هیزم هیچ عشقی نسوزد

       واگر اتش عشقت را به من هدیه دادی هرگز گرمی ان را از من نگیر

                   و اجازه بده این اتش بدی ها را در من بسوزاند

                              و مرا به تو نزدیکتر گرداند

 

 

من چگونه خويش را صدا کنم؟





دردهاي من

جامه نيستند

تا ز تن در آورم

چامه و چکامه نيستند

تا به رشته‌ي سخن درآورم

نعره نيستند

تا ز ناي جان بر آورم

دردهاي من نگفتني

دردهاي من نهفتني است

دردهاي من

گرچه مثل دردهاي مردم زمانه نيست

درد مردم زمانه است

مردمي که چين پوستينشان

مردمي که رنگ روي آستينشان

مردمي که نامهايشان

جلد کهنه‌ي شناسنامه هايشان

درد مي کند

من ولي تمام استخوان بودنم

لحظه‌هاي ساده‌ي سرودنم

درد مي کند

انحناي روح من

شانه‌هاي خسته‌ي غرور من

تکيه گاه بي پناهي دلم شکسته است

کتف گريه‌هاي بي بهانه‌ام

بازوان حس شاعرانه‌ام

زخم خورده است

دردهاي پوستي کجا؟

درد دوستي کجا؟

اين سماجت عجيب

پافشاري شگفت دردهاست

دردهاي آشنا

دردهاي بومي غريب

دردهاي خانگي

دردهاي کهنه‌ي لجوج

اولين قلم

حرف حرف درد را

در دلم نوشته است

دست سرنوشت

خون درد را

با گلم سرشته است

پس چگونه سرنوشت ناگزير خويش را رها کنم؟

درد

رنگ و بوي غنچه‌ي دل است

پس چگونه من

رنگ و بوي غنچه را ز برگهاي تو به توي آن جدا کنم؟

دفتر مرا

دست درد مي زند ورق

شعر تازه ي مرا

درد گفته است

درد هم شنفته است

پس در اين ميانه من

از چه حرف مي زنم؟

درد، حرف نيست

درد، نام ديگر من است

من چگونه خويش را صدا کنم؟

زیبا ترین  خط منحنی

می دونی زیباترین خط منحنی دنیا چیه ؟ لبخندی که بی اراده رو لبهای یک عاشق نقش می بنده تا در نهایت سکوت فریاد بزنه : دوستت دارم

 

ay.gifay.gifay.gif

اه

عشق و عرفان


خدایا

صدای عشق