درحسرت دیدار تو،شبها نمی خوابم بیا

چون تشنه ای خشکیده لب، برروی مردابم بیا
درحسرت دیدار تو،شبها نمی خوابم بیا
گفتم که بعدازمردنم، آبی بریزی برتنم
من مرده ام باوربکن،بی تاب آن آبم بیا
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۸/۰۱/۳۰ ساعت 12:21 توسط نیما
|
معبودا :