من هنوزفردای امید را با چشمانی مشتاق مینگرم

نام تو درسینه ام جایگاهی است بس بلند نامت را حک کرده ام
هر روز ترا می بوسم ومی بویم و عاشقانه چشمهایت را نگاه می کنم
دنیایی ساخته ام و خانه ای بر بلندای محبت و عشق
گلدان هایی پر از گلهای سرخ و تو تنها معبود خانه کوچک من
خانه ای که به وسعت سر سبزی کوهساران است و من در کنار چشمه
ساران محبت
دستانت را می فشارم
من هنوزفردای امید را با چشمانی مشتاق مینگرم
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۸/۰۲/۳۱ ساعت 10:20 توسط نیما
|
معبودا :