امشب از دیدن روی تو به خواب

آنچنان مست شدم

که ز سر خوابم رفت

که به دل عشقت زیست

چه نشاطی در خواب

چه زلالی در یاد

پیش از این روی تو را همچو گلی

در بر خاطره ام می چیدم

هر روز، هر لحظه

من تو را می دیدم

لیک اکنون که به خوابم بودی

من تو را همچو گلی بوییدم

آنچنان از سر آن عطر تو من مست شدم

که ز سر خوابم رفت

که به دل عشقت زیست

چه نشاطی در خواب

چه زلالی در یاد. . .