دیدار من و تو
دیدارساحل وموج
یک لحظه می آید اما
میبرد هر بار با خود
بخشی از وجود ساحل را
دل بی تاب من با دیدنت آرام میگیرد
اگر دوری ز آغوشم نگاهم کام میگیرد
مرا گر مست میخاهی نگاهت را مگیر از من
که دل از ساغی چشمان مستت جام میگیرد