امشب رها به سوی تو پرواز می کنم

دل را به بوی زلف تو دمساز می کنم

ای  ناز  خفتــه در پر مـرغان  جـنتـی

با یاد تو ببین که چه اعجاز می کنم

با تو اگر شبی بنشینم به گفتگو

هر لحظه شکوه ها ز تو طناز می کنم

رفتی تو بی خبر مه زیبا و من کنون

تنهـــا ،   نوای ساز غم آغاز می کنم

با من مکن تو عشوه بهاری ترین نگاه

که امشب هوای خواجه شیراز می کنم

راضی به یک نظر شدم اما اثر نکرد

 دیوان  او  به  نیــت دل ،   باز  می کنم

 

هزار جهد  بکردم که یار من باشی

 

                             قرار بخش دل بی قرار من باشی