بی تاب آن آبم بیا
چون تشنه ای خشکیده لب، برروی مردابم بیا
درحسرت دیدار تو،شبها نمی خوابم بیا
گفتم که بعدازمردنم، آبی بریزی برتنم
من مرده ام باوربکن،بی تاب آن آبم بیا
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۸/۰۴/۳۱ ساعت 11:31 توسط نیما
|
چون تشنه ای خشکیده لب، برروی مردابم بیا
درحسرت دیدار تو،شبها نمی خوابم بیا
گفتم که بعدازمردنم، آبی بریزی برتنم
من مرده ام باوربکن،بی تاب آن آبم بیا
معبودا :