www.hamtaraneh.com

 

بگذار تا بمیرم در آرزوی رویت

 

بی روی خوبت آخر تا چند زنده مانم؟

 

ای دوست گاه گاهی میکن به من نگاهی

 

آخر چو چشم مستت من نیز ناتوانم

 

هرگز نگفتی ای جان کان خسته را بپرسم

 

وز محنت فراقش یک لحظه وارهانم

 

اکنون سزد نگارا..گر حال من بپرسی

 

کز محنت فراقت پوسیده استخوانم

 

باری ... این دم بس ناخوش است و درهم

 

بگذار تا برآید در آرزویت جانم

www.hamtaraneh.com