....و معشوقت را درهم می کوبد 

معشوقت ، هر کس که باشد 

و هر جا که باشد و هر قدر که باشد 

خدا هرگز نمی گذارد میان تو و او ، چیزی فاصله بیندازد 

معشوقت می شکند و تو ناامید می شوی 

و نمی دانی که ناامیدی زیباترین نتیجه عشق است 

ناامیدی ازاینجا و آنجا 

ناامیدی از این کس و آن کس 

ناامیدی از این چیز و آن چیز   

تو ناامید می شوی و گمان می کنی 

که عشق بیهوده ترین کارهاست 

و برآنی که شکست خورده ای 

و خیال می کنی که آن همه شور و آن همه ذوق 

و آن همه عشق را تلف کرده ای 

اما خوب که نگاه کنی 

می بینی حتی قطره ای از عشقت 

حتی قطره ای هم هدر نرفته است 

خدا همه را جمع کرده و همه را برای خویش برداشته 

و به حساب خود گذاشته است   

خدا به تو می گوید: 

مگر نمی دانستی 

که پشت سر هر معشوق خدا ایستاده است؟ 

تو برای من بود که این همه راه آمده ای 

و برای من بود که این همه رنج برده ای 

و برای من بود که اینهمه عشق ورزیده ای 

پس به پاس این ؛ 

قلبت را و روحت را و دنیایت را وسعت می بخشم 

و از بی نیازی نصیبی به تو می دهم. 

و این ثروتی است که هیچ کس ندارد 

تا به تو ارزانی اش کند  

فردا اما تو باز عاشق می شوی 

تا عمیق تر شوی و وسیع تر و بزرگ تر و ناامیدتر 

تا بی نیازتر شوی و به او نزدیکتر  

راستی : 

اما چه زیباست 

و چه باشکوه و چه شورانگیز 

که پشت سر هر معشوقی خدا ایستاده است!