گلبرگ مغرور
من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی/ ولی با منت و خواری پی شبنم نمی گردم
عالم عاشق ومعشوق صفایی دارد
عمر فانی است ولی عشق بقایی دارد
پیش عشاق به جز صحبت معشوق مکن
هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد
در گرفتاری ایام ز کس چاره مجوی
هر کسی در همه احوال خدایی دارد
تا توانی گره از مشکل مردم بگشای
که گشودن گره خلق صفایی دارد
بی ریا باش که محبوب خلایق باشی
نیست محبوب هر آنکس که ریایی دارد

+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۶/۰۹/۱۱ ساعت 10:56 توسط نیما
|
معبودا :