رفتن
بالاخره چه خوب باشی چه بد ، یه روزی دستتو می گیرنو با زور از این
دنیا می برنت ، بدون اینكه خودت بخوای
وتو هم باید از همه اون چیزایی كه خیلی دوسشون داری دست
بكشی و بری.
و چه سخته برای همیشه رفتن ...
زورقی بشکسته بودم پای در موج بلا
عشق تو من را ز طوفان بلا کرد رها
آتش عشق تو سوزاند تمام هستی ام
هستي ام نيست شد٫هست شد نيستي ام

+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۶/۰۲/۱۰ ساعت 9:2 توسط نیما
|
معبودا :