اخرین امید من

شب بخیر ای آخرین امید من
نذار تاریكی تو قلبت بنشینه
نذار تاریكی تو قلبت بنشینه
چشاتو بروی شهر شب ببند
تا چشای كوچیكت خواب ببینه
تا چشای كوچیكت خواب ببینه
میدونم خواب ستاره میبینی
خنده هات برای من غریبه نیست
خنده هات برای من غریبه نیست
با مداد نقره ای رو تن ماه
همه ی آرزوهاتو بنویس
همه ی آرزوهاتو بنویس
غروبا تو سرزمین خواب تو
بوی تنهایی و غربت نمیاد
بوی تنهایی و غربت نمیاد
توی كوچه های سبز اون بجز
صدای پای محبت نمیاد
صدای پای محبت نمیاد
فرصت موندن تو شهر خواب كمه
دلتو به آسمون گره بزن
دلتو به آسمون گره بزن
پا بزار تو جاده های كهكشون
شب بخیر ای آخرین امید من
شب بخیر ای آخرین امید من

آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا ؟؟
آمدي جانم به قربانت ولي حالا چرا؟؟
بي وفا بي وفا حالا كه من افتاده ام از پاچرا؟
نوشدارويي - نوشدارويي - نوشدارويي و
بعد از مرگ سهراب آمدي
سنگدل - سنگدل - سنگدل اين
زودتر ميخواستي - حالا چرا؟
عمر مارا مهلت امروز و فرداي تو نيست
من كه يك امروز مهمان توام فردا چرا؟
نازنينا- نازنينا- نازنينا ما به ناز تو
جواني داده ايم
ديگر اكنون با جوانان
ناز كن با ما چرا
وه كه با اين عمر هاي كوته بي اعتبار
اينهمه غافل شدن از چون مني شيدا چرا؟
آسمان چون جمع مشتاقان پريشان مي كند
در شگفتم من - در شگفتم من
نمي پاشد ز هم دنيا چرا؟
شهريارا بي حبيب خود نمي كردي سفر
راه عشق است اين يكي بي مونس و تنها چرا؟
بي مونس وتنها چرا؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۶/۱۰/۱۸ ساعت 15:40 توسط نیما
|
معبودا :